پیمانٍ سکوت.

خرید بک لینک

دی خیال تو بیامد به در خانه دل در بزد گفت بیا در بگشا هیچ مگو

دست خود را بگزیدم که فغان از غم تو گفت من آن توام دست مخا هیچ مگو

تو چو سرنای منی بیلب من ناله مکن تا چو چنگت ننوازم ز نوا هیچ مگو

گفتم این جان مرا گرد جهان چند کشی گفت هر جا که کشم زود بیا هیچ مگو

گفتم ار هیچ نگویم تو روا میداری آتشی گردی و گویی که درآ هیچ مگو

همچو گل خنده زد و گفت درآ تا بینی همه آتش سمن و برگ و گیاه هیچ مگو

همه آتش گل گویا شد و با ما میگفت جز ز لطف و کرم دلبر ما هیچ مگو

+ نوشته شده در جمعه یکم بهمن ۱۳۹۵ساعت 10:29 توسط ناخدا |
ناخدا در گل...

ما را در سایت ناخدا در گل دنبال می‌کنید

برچسب: پیمانٍ,سکوت, نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 4:18

صفحه بندی